من احتیاج به شعرای بدون وزن دارم

تقدیم به دوست خوبم سهیل رفیعی

من احتیاج به شعرای بدون وزن دارم

هی ریده میشه هر روز بیشتر تو این کارم

اینم شکنجه ام باز دنبال یه واژه

باید که کاری کرد آره مرض دارم

ما تو ته چاهیم راهی به بیرون نیست

اینا چیزایی هست که میده آزارم

بازم کم آوردم تو کار وزن شعر

شاید همین باشه وزنش که بیزارم

تو این همه سطرام باز اتفاقی نیست

اصلاً بی معنی بود از اولش کارم

هی پشت هم چیدن حرفای تکراری

باز کارم و دارم باز میده آزارم

مثل همیشه من تو بستنش لنگم

این مشکلو هر چند از اولش دارم

تحمیل من به متن کار درستی نیست

اصلاً به شعرم چه من از تو بیزارم

از این همه دردم چیزی نباید گفت

باید که ردارو از متن بردارم

شب های سردین خورشید تو زندونه

تو حذف این سطراست تا صبح بیدارم

باید که چندتا چیز اینجا بگم اما

بر می دارم جاشون چند نقطه می ذارم

باید که شعرو بست این آخرین خطه

این هفته هم میره من امتحان دارم

3/11/1390 

 


نوشته شده در تاریخ   سه شنبه 4 بهمن 1390 ساعت 12:4 ب.ظ   توسط کاوه بازوگیر نظرات: 1 بازدید: 42

آدرس اینترنتی:   http://kalagh.tarlog.com/post/53

تذکر: هرگونه استفاده از این مطلب نیازمند بررسی و اطلاع از حقوق معنوی این نوشته می باشد!