شنبه 3 دی 1390 ساعت 10:27 ق.ظ
شعر به چه درد سرباز مرده می خوره؟
همه کار خودشونو می کنن
راننده تاکسی
من
وسیگار
30/9/1390
نمی دونم با این که سیگار نمی کشم
تازگیا چرا این همه سیگارو دوست دارم
شاید به خاطر دودش
شاید به خاطر تو
30/9/1390
هی!
دوستت دارم
همین
می دونم
دوستم نداری
فقط
همین
30/9/1390
چند نفری از گرسنگی می میرن
چند نفریم با گلوله
امشبم اتفاق خاصی نیافتاد
اتفاقا اخبار داشت می گفت
اشرف تکراری شده
30/9/1390
دوستت دارم
ولی تو نه
و من چیز به این سادگیو نمی فهمم
30/9/1390
تو
ساده
به همین سادگی
درست مثل یه
نه
30/9/1390
شعرای کمتر سیاسی
با چند تا نقطه چین
راستی
شما بودین
آخ یادم رفت
هوا چه قدر آلوده ست
30/9/1390
بعد سربازا میان
با تفنگا و پوتیناشون
راستی کدوم برای یه سرباز مهمتره
پوتین یا تفنگ
30/9/1390
لحظه ای برای ...
کابوس موریانه ها
چارچوب آهنی
و تو که هوا
روی شانه هایت سنگینی می کند
آقا شما
شما عامل انقراض صلحید
دلتان برای چه چیز بیشتر تنگ می شود؟
1/10/1390
بعد به حادثه عادت می کنی
به اخبار
به آدم ها
کم کم معتاد می شوی
به خیابان
ویترین ها
لبخندها
طناب های دار
معتاد می شوی
معتاد خبر
خبرهای بد
1/9/1390
صحرای صحرایی این بهت
روجا
پلپا بهشتی دیگر
سنگسرک بهشت کوچک من
وهم سبز
دخترك باران
زندگی می گوید اما باز باید زیست
چیزی چون شعر . . .
ساحل
ترانگی
آقا دیو و خانوم لولو
بیداد
رهایی را فریاد کن
کمتر از خاک
ترانگی
من نمنم
Learning MCNP4C and MCNPX
سپیده دمی که بوی لیمو می دهد
فانوس
پچ پچ قلم
وبلاگ دانشجویان فناوری اطلاعات ساری
فعالیت های ادبی و هنری دانشجویان علوم پایه دانشگاه
عاشقانه ها