یکشنبه 27 آذر 1390 ساعت 3:35 ب.ظ
شهر، تو، شعر و شعار
همه هی پشت هم قطار قطار
طاق ابروی تو بعد لبت
مست نقشه ی جغرافیای تنت
جمعی آگاه توی دود ها گم
نقشه ی رسم اسب ها بی سم
تو حراجی طرح را فروخت
دختری باکره پرده اش را دوخت
بعد من گذشتم از این پیچ
نقش اندام تو و دیگر هیچ
هی قطار فحش های ناموسی
همه در بند به جرم جاسوسی
کودکی رفته از دست سر این پیچ
باز شعر، باز شعار، بازم هیچ
ترس توی هوا استراتژی سکوت
انقلابی ترین ترانه ها با سوت
عصبانی، غرق توی شعر و شعار
صف طولانی پشت چوبه ی دار
هیجان دیدن مرگ یه مرد
باز چی؟ چی شده؟ چی؟! درد؟!
طرح لبخند، توی گور شادی
توی ترس، مرگ، غم آزادی
توی فکر طرح هوای مجانی
ذوق مرگ لبخند سید جانی
طرح و حرفای آدمای بزرگ
بحث دوستی گوسفند با گرگ
صحب از مبارزه بدون خشونت
طرح های وحدت دوباره ی امت
باز له زیر باتوم ساتور
باز بودن توی وحشت و سانسور
باز من، باز حرفای تکراری
باز شعر، پیچ کوچه، بیزاری
باز دود و شهر در هم و ما
خسته از هم هنوز پا بر جا
خسته از گفتگوی تکراری
غرق دودیم با ژست بیزاری
27/9/1390
صحرای صحرایی این بهت
روجا
پلپا بهشتی دیگر
سنگسرک بهشت کوچک من
وهم سبز
دخترك باران
زندگی می گوید اما باز باید زیست
چیزی چون شعر . . .
ساحل
ترانگی
آقا دیو و خانوم لولو
بیداد
رهایی را فریاد کن
کمتر از خاک
ترانگی
من نمنم
Learning MCNP4C and MCNPX
سپیده دمی که بوی لیمو می دهد
فانوس
پچ پچ قلم
وبلاگ دانشجویان فناوری اطلاعات ساری
فعالیت های ادبی و هنری دانشجویان علوم پایه دانشگاه
عاشقانه ها